
بــَرای تــُو
بــَرای چشمهایت
بــَرای مـَن
بــَرای دَردهــایـَم !
بــَرای مـا
بــَرای این هـَمه تنهــایی
ای کـاش خــُـــدا کاری کــُنـَد...
عزیزم مرا در آغوش بگیر
که دیگه نمی خوام یه لحظه بی تو در آغوش دلتنگی تنها بمانم
این احساسم را لمس کن که تنها برای توست
من و تو وابسته به این احساس آتشین هستیم
مرا در آغوش بگیر
و درد تنهایی درد نبودنت را از قلبم جدا کن
تنها تو ترانه ای هم صدای قلبم شدی
مرا در آغوش بگیر تا سرم روی بازوانت بگذارم
و غرق دریای چشمانت شوم
و از این که در کنار تو هستم خوشحالم
تنها با تو و در کنار تو به اوج آرامش میرسم
عشق من با هر نفسی که هر ثانیه در نفسهایم می دمی
چشمهایت را می بوسم و آرام می شوم
و فاصله عشق من تا احساس تو تنها یک بوسه است...
کــــاش میشد
شـــــیشه ای داشته باشــــم
ازعـــطر تنتـــــ
هرجـــا
هـــرگاه دلتنــــگ شدمـــــ
هــــوایت را کردم....
آن را بزنــــم و غـــــرق شوم میان رویــــای تــنت.....!!
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی
آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ،
عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ،
عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند
هیچگاه......
الهی غش کنم برات زیاد زیاد